راهنمای کامل ابراز احساسات در زبان انگلیسی (قسمت دوم)

راهنمای کامل ابراز احساسات در زبان انگلیسی (قسمت دوم)

آزمون آزمایشی CILS (آزمون چیلز)

آزمون چیلز (Esame CILS) یکی از معتبرترین آزمون‌های بین‌المللی سنجش مهارت افراد در زبان ایتالیایی است. CILS مخفف عبارت Certificazione di Italiano come Lingua Straniera است.

11 کلمه انگلیسی برای زمانی که احساس ناراحتی می کنید

آیا چیزی شما را آزار می دهد یا حال شما بد است؟ کلمات زیر ممکن است به شما در ابراز احساسات کمک کند.

Sad : غمگین

Meaning: When something bad or unfortunate happens in your life, you will probably feel sad or unhappy.

(معنی: وقتی اتفاق بد یا ناگواری در زندگی شما می افتد، احتمالاً احساس غم و اندوه یا ناراحتی خواهید کرد.)

  • وقتی شنید که بهترین دوستش از شهر خارج می شود ناراحت شد.
  • (She was sad when she heard that her best friend was moving out of town.)

Depressed : افسرده

Meaning: If you feel very sad and that sadness persists (stays) for a while, you might say that you are feeling depressed. Note that depression is an actual mental illness that you can be diagnosed with, but some English speakers use it to describe extreme sadness (like responding to something very upsetting with “That’s depressing”).

(معنی: اگر خیلی احساس غمگینی می کنید و این غم برای مدتی ادامه دارد (می ماند)، ممکن است بگویید که احساس افسردگی می کنید. توجه داشته باشید که افسردگی یک بیماری روانی واقعی است که می‌توان آن را تشخیص داد، اما برخی از انگلیسی‌زبانان از آن برای توصیف غم و اندوه شدید استفاده می‌کنند (مانند پاسخ دادن به چیزی بسیار ناراحت‌کننده با عبارت «آن افسرده‌کننده است»))

  • پس از مرگ همسرش، ری سال ها افسرده بود.
  • (After her husband’s death, Rey was depressed for years.)

Feeling down : احساس ناراحتی

Meaning: Feeling down is an idiomatic way of saying that you are sad.

(معنی: احساس ناراحتی یک روش اصطلاحی برای گفتن اینکه شما غمگین هستید است.)

  • بعد از شنیدن خبر بد، احساس ناراحتی می کردم، اما دوستانم آمدند تا مرا تشویق کنند (کسی را خوشحال کنند).
  •  (After hearing the bad news, I was feeling down, but my friends came over to cheer me up (make someone happy).)

Disgusted : منزجر

Meaning: You feel disgusted when you really dislike something or it makes you feel sick.

(معنی: وقتی واقعاً از چیزی خوشتان نمی‌آید احساس انزجار می‌کنید یا باعث می‌شود احساس بیماری کنید.)

  • هری با دیدن مارمولکی که از لیوان آبش می نوشد، منزجر شد.
  • (Harry was disgusted when he saw a lizard drinking from his glass of water.)

Guilty : گناهکار

Meaning: You will likely feel guilty if you have done something wrong, such as making someone else feel bad.

(معنی: اگر کار اشتباهی انجام داده باشید، مانند ایجاد احساس بد در شخص دیگری، احتمالاً احساس گناه خواهید کرد.)

  • مارتا به خاطر فریاد زدن بر سر مغازه دار احساس گناه می کرد.
  • (Martha felt very guilty for shouting at the shopkeeper.)

Hurt : صدمه

Meaning: Hurt is when you feel bad and are in pain, either mentally or physically.

(معنی: آسیب یا صدمه زمانی است که احساس بدی داشته باشید و از نظر روحی یا جسمی درد دارید.)

  • وقتی پدر و مادرش روز تولدش را فراموش کردند، خیلی ناراحت شد.
  • (He was very hurt when his parents forgot his birthday.)
راهنمای کامل ابراز احساسات در زبان انگلیسی (قسمت دوم)
راهنمای کامل ابراز احساسات در زبان انگلیسی (قسمت دوم)

Lonely : تنهایی

Meaning: If you are sad and alone, chances are you are feeling lonely. You can also feel lonely in a room full of people if you cannot relate or connect to anyone. In the second case, you might also feel alienated.

(معنی: اگر غمگین و تنها هستید، به احتمال زیاد احساس تنهایی می کنید. همچنین اگر نتوانید با کسی ارتباط برقرار کنید، می توانید در اتاقی پر از مردم احساس تنهایی کنید. در حالت دوم، ممکن است شما نیز احساس بیگانگی کنید.)

  • بعد از اینکه دوست دخترش از او جدا شد، او به شدت احساس تنهایی می کرد.
  • (After his girlfriend broke up with him, he was feeling very lonely)

Angry : خشمگین

Meaning: You might become angry when something does not go your way, or someone does something mean or wrong toward you.

(معنی: ممکن است زمانی عصبانی شوید که چیزی به دلخواه شما نباشد، یا کسی در حق شما بدی یا نسبت به  شما اشتباه ‌کند.)

  • ناخدای کشتی از دست ملوانان به خاطر سرپیچی از دستوراتش عصبانی بود.
  • (The captain of the ship was angry at the sailors for disobeying his orders.)

Jealous : حسادت

Meaning: You may feel jealous of someone when they have something that you want but do not have. Another word for jealous is envious.

(معنی: وقتی کسی چیزی دارد که شما می خواهید اما ندارید، ممکن است به او حسادت کنید. کلمه دیگر برای حسادت envious است.)

  • جو و بن از دوستی با یکدیگر دست کشیدند زیرا بن بیش از حد به حرفه بازیگری موفق جو حسادت می کرد.
  • (Joe and Ben stopped being friends because Ben was too jealous of Joe’s successful acting career.)

 Scared : ترسیدن

Meaning: To feel scared is to be full of fear and worry. You can be scared of anything from spiders to flying in an airplane.

(معنی: احساس ترس، پر از ترس و نگرانی است. شما می توانید از هر چیزی بترسید، از عنکبوت گرفته تا پرواز در هواپیما.)

  • او پس از دیدن یک مار بزرگ در نزدیکی آب از شنا کردن در دریاچه بسیار ترسید.
  • (She was very scared to swim in the lake after she saw a big snake near the water.)

Anxious : دلواپس،اضطراب

Meaning: When you think something bad might happen, or you are uncertain about a situation, you might start to feel anxious.

(معنی: وقتی فکر می کنید ممکن است اتفاق بدی بیفتد، یا در مورد موقعیتی نامطمئن هستید، ممکن است شروع به احساس اضطراب کنید.)

  • زمانی که برادرم در بیمارستان بستری بود، آنقدر مضطرب بودم که خوابم نمی برد.
  • (While my brother was in the hospital, I was so anxious that I could not sleep.)

در حالی که صدها کلمه در زبان انگلیسی برای برچسب زدن و توصیف احساسات وجود دارد، کلماتی که در این مقاله یاد گرفتید باید به شما کمک کنند تا از امروز شروع به بیان احساسات خود در زبان انگلیسی کنید! امیدواریم از خواندن این مقاله نهایت استفاده و بهره را برده باشید. موفق باشید.

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!
مقایسه آزمون های تافل و آیلتس

مقایسه آزمون های تافل و آیلتس از نظر هزینه و اعتبار

مقایسه آزمون های تافل و آیلتس یکی از بحث های جذاب برای و البته مهم برای داوطلبان این آزمون هاست….

بیشتر بخوانید

چگونه در مورد ۴ فصل سال به زبان انگلیسی صحبت کنیم (قسمت دوم)

در قسمت اول این مقاله به طور مختصر به فصل های سال در زبان انگلیسی و توصیف فصل زمستان پرداخته…

بیشتر بخوانید
معرفی بهترین دانشگاه های آلمان: دانشگاه علوم کاربردی هامبورگ

معرفی بهترین دانشگاه های آلمان: دانشگاه علوم کاربردی هامبورگ

دانشگاه علوم کاربردی هامبورگ در سال ۱۹۷۰ با نام Fachhochschule Hamburg تأسیس شد. برای تشکیل این دانشگاه چهار آموزشگاه مهندسی…

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

question